
يكر مطهر 89 شهيد سربلند دفاع مقدس در آستانه سالروز شهادت بانوي بزرگ اسلام، حضرت فاطمه زهرا(س)، پس از نماز جمعه تهران با حضور نمازگزاران تهراني و امت شهيد پرور تشييع شد.
تصاويري از اين مراسم «ادامه مطلب»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اردیبهشت 1389ساعت 21:41  توسط گمنام
|
بسم الله الرحمن الرحيم
اَلَمْ تَرَكَيْفَ فَعَلَ ربک بِاَصْحَابِ الْفِيلْ ، اَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلْ وَ اَرْسَلَ عَلَيْهِم طَيْراً اَبَابِيلْ تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِنْ سِجِّيلْ فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مأكُول )(سوره فيل)
درس عبرت
براستي عبرت گرفتن از تاريخ كه در قرآن به آن توصيه و تأكيد شده يك ضرورت است، اما اين امر در ذهن تحليلگران غرب كه قدرت را محور حركات سياسي خود قرار داده اند و در محاسبات توازن اسباب مادي رادر پديده هاي هستي اصل مي دانند، نمي گنجد تاريخ عرصه ي پيروزي حق بر باطل است.
انگيزه ها و زمينه تجاوز آمريكا
الف: پس از انقلاب دوم ( فتح لانه جاسوسي به تعبير امام خميني ره ) و شكست توطئه هاي پليد آمريكا در نفوذ و رسوخ ودر نهايت مسخ انقلاب اسلامي از درون و افشاي دستهاي خيانت بار همساز با شيطان بزرگ و به اسارت گرفتن ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 0:19  توسط گمنام
|
در پی تعرض منطقهی آزاد اروند به کنار بارگاه هشت شهید گمنام و کربلای شهدای ایران (شلمچه)، رییس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس از رییس جمهوری اسلامی ایران و روسای مجلس و قوه قضاییه خواست تا از تصرف، تخریب و تهدید مناطق دفاع مقدس جلوگیری گردد.
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 0:8  توسط گمنام
|
تصاويري از حضور مقام معظم رهبري در محضر ياران جاودان !



+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 23:54  توسط گمنام
|
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 19:34  توسط گمنام
|
«این وصیت نامه ها انسان را مى لرزاند و بیدار مى كند» ....امام خمینی ره
«مادر جان... اكنون همان صداى هل من ناصر ینصرنى از گلوى قلب تپنده ملت یعنى «حسین زمان» بیرون آمده و... این آرزوى شما بود كه در ركاب حسینباشیم، ما آرزوى شما را برآورده خواهیم كرد.» (روحانى شهید محمد مهدى مازنى از: نوكنده)
«وجود
امام خمینى و بركات آن را تنها كسانى مىتوانند حقیقتا درك كنند كه درجست
و جوى تاریخ تحول باطنى انسانهاى كره زمین كه خاستگاه تحولات
ظاهرى،اجتماعى و اقتصادى و سیاسى حیات او نیز هست، به تاریخ انبیاء رجوع
مىكنند،هم آنانند كه در وصف امام خمینى مىگویند: (او بتشكنى دیگر از تبار ابراهیمبود). (شهید سید مرتضى آوینى از: تهران)
«اى
امام تو بودى كه به اسلام جان دیگردادى، به نماز و روزهها و
تمامعبادتها جان و روح دیگرى دادى و روح حقیقى و واقعى را آوردى و به حق
كه براىنماز قیام كردى و به حق از براى امر به معروف و نهى از منكر قیام كردى.» (شهید مرتضى چگینى از: تهران)
«حافظ
ولایت فقیه باشید و امام و رهبرمان را هم چون نگین انگشترى در میانخود
نگهدارى كنید و در پشتسر امام حركت كرده و او را تنها نگذارید كهپیروزى
شما به امید خدا نزدیك است.» (دانشجوى شهید لطف الله فلاح اسلامى از: بهبهان)
«امروز
كه این راه را انتخاب كردم مىدانم به كجا مىروم و مىدانم چرا هیچسوالى
و شكى در من نیست و آگاهانه فریاد حسین زمان امام خمینى را لبیكگفتم.» (شهید عبدالرضا علیخانى از: آبادان)
....
ادامه در «ادامه مطلب»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 17:45  توسط گمنام
|
طلائیه محل شهادت سردار خیبر
شهید همت، برادران باكری و قطع شدن دست شهید خرازی است و عملیاتهای مهم
بدر و خیبر در آن واقع شد اولین خاكی بود كه عراق گرفت و آخرین خاكی بود
كه ول كرد!
قدم
به قدم خاك طلائیه خون شهیدی ریخته شده و تو نمیتوانی جایی قدم بگذاری و
با اطمینان بگویی اینجا كسی شهید نشده! پس خلع نعلین میكنی و پابرهنه بر
خاك مقدسی قدم مینهی كه فقط ملائكه می دانند آنجا شهیدان با خدا چه سودایی
كردند...
طلائیه چه حس غریبی داری... دلم برایت تنگ می شود...
طلائیه!
با من سخن بگو و پرده از رازی بردار كه سالها تو و خدای تو شاهد آن بوده اید.
طلائیه!
چقدر
غمگینی. آن روز سرافراز و امروز سر به زیرانداخته ای. با كسی سخن نمی گویی
و سكوت پیشه كرده ای. اما سكوت تو بالاترین فریاد است و خفتگان را بیدار
می كند و بیداری را در رگهای انسانهای به ظاهر زنده می ریزد. اینجا همه از
سكوت تو می گویند و من از سكونتی كه در تو یافته ام و تا امروز چقدر از تو
و نفس های طیبه ات، از تو و از رازهای سر به مهرت، از تو و مردان بی
ادعایت كه مس وجود را به طلای ناب شهادت معامله كردند، دور بوده ام. چه
احساس حقیری است در من كه توان شنیدن قصه های پرغصه ات را ندارم.
طلائیه!
می
گویند، اینجا جایی است كه شهیدان حسین وار جنگیده اند و من از بدو ورود به
خاك پاكت، تشنگی را در تو دیده ام و انتظار اهالی خیام را به نظاره نشسته
ام اینجا، چقدر بوی حنجره های سوخته می آید و چقدر دستها تشنه وفایند.
طلائیه!
من
در این سرزمین حتی به قمقمه های عطشان سلام می دهم و سراغ عباس های تشنه
لب را از آنان می گیرم . مگر می توان سالك عاشورا بود و تشنگی را فراموش
كرد و از كنار حلق های شعله ور بی تفاوت گذشت.
طلائیه!
من
با تمام وجود در تو جاری می شوم تا در میان نیزارها و نیزه شكسته ها،
سرهای ستاره گون برادرانم را به دامن گیرم و برایشان از زخم بگویم، از
اسارت، از تنهایی، از غربت، از…
طلائیه!
از
فراز همه روزهایی كه بر تو گذشت بر من ببار و تشنگی این دل در كویر مانده
را فرونشان. می خواهم در تو جاری شوم، می خواهم رمز شكفتن و پرواز را از
تو بیاموزم و بدانم بر شانه های زخمی تو چه دلهایی كه آشیان نكرده اند.
طلائیه!
می
گویند «همت» از همین نقطه آسمانی شده است، عاشقی كه در پی لیلای شهادت در
بیابانهای زخم خورده طلائیه مجنون شد. من امروز آمده ام ردپای او را تا
افق های بی نهایت و در امتداد عشق جست وجو كنم. اینجا عطر او لحظه ها را
پركرده است و دستهایش هنوز مهربانی را منتشر می كند.
طلائیه!
من از سكوت راز آلودت درسها آموخته ام! با من سخن بگو!!!
+ نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 12:51  توسط گمنام
|

باز دلم یاد شما کرده است
یاد حریم شهدا کرده است
باز دلم تنگ خدا گشته است
تنگ هوای شهدا گشته است
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 7:22  توسط گمنام
|

آنان را كه از مرگ مي ترسند از كربلا مي رانند.
سيد مرتضي آويني
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام دی 1388ساعت 1:10  توسط گمنام
|
اگر توانستي قاعده و قانون طبيعت را بشكني، معجزه كردهاي. طبيعت يك سري قاعده و قانون دارد كه شكستن آن كار هر كسي نيست.
هيچ
كس باور نميكرد بشود در بحبوهه جنگ روي اروند خروشان، با آن جزر و مد
زيادش و با آن عرض بلندش پل زد. اما جنگ ثابت كرد مرداني هستند كه كاري به
قاعده و قانون طبيعت ندارند و يك «يا علي» ميگويند و ميزنند به آب.
پس
از عمليات والفجر هشت، بايد يك راه ارتباطي بين خاك خودمان و شهر فاو كه
تازه به دست رزمندگان اسلام افتاده بود، ايجاد ميشد. رزمندگاني كه در فاو
بودند، بايد پشتيباني ميشدند. امكانات و نيرو ميخواستند. قبل از والفجر
هشت، پلهايي روي اروند زده بودند، اما اروند هيچ كدام را تحمل نكرده بود و
همه را بلعيده بود. يك پل ساخته بودند به نام پل فجر، كه شبها آن را نصب
ميكردند و روزها جمعش ميكردند. اين پل نيز توان انتقال حجم نيروها و
امكانات را نداشت و كارآمد نبود. بايد پلي ساخته ميشد محكم و مطمئن تا
بتواند در شبانهروز تجهيزات و تداركات و مهمات را به آساني به آن سوي آب
برسانند. پل بعثت، به طول 900 متر و عرض 12 متر روي اروند زده شد تا چشم
جهانيان را خيره كند.

پنج
هزار لوله 12 متري، به قطر 142 سانتيمتر و ضخامت 16 ميليمتر از جنس
فولاد، در عمق دوازده متري رودخانهاي خروشان كه ارتفاع جزر و مدش از پنج
متر هم بالاتر ميرفت، شش ماه از جهادگران اسلام وقت گرفت. دشمن در طول
جنگ از هر سلاحي استفاده كرد كه پل را از بين ببرد، اما نتوانست.
بچهها
دو طرف لولهها را بسته بودند كه لولهها در آب غرق نشوند. بعد از اينكه
كار اتصال لولهها انجام ميشد، در لولهها را باز ميكردند تا آب با فشار
از لولهها عبور كند و لولهها به زير اب بروند و غرق شوند. بعد روي
لولهها را زير سازي و آسفالت ميكردند.
طراح اين شاهكار بزرگ، مهندس بهروز پورشريفي از برادران جهاد سازندگي بود.

پل
بعثت، شاهكار مهندسي ـ رزمي تاريخ دفاع مقدس است و امروز با همين عنوان در
دانشگاه مهندسي دافوس، تدريس ميشود. برخي از قطعات اين پل، امروز در
گلزار شهداي خرمشهر است و برخي ديگر، همانجا كنار اروند، به تماشا نشسته
است. تماشاي همت شيرمرداني كه او را خلق كردند و از روي او گذشتند و سندي
بر هنر و اراده جوانان اين مرز و بوم افزودند.
منبع: شهدای گمنام
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 19:37  توسط گمنام
|